طنز و خنده
دو تا دانه توي خاک حاصلخيز بها...
بختك
نميخواي آباژور رو خاموش كني ؟...
غم باد قصه
اتاق من
اوهوي ! با توام !!!
درويشي قصه زير را تعريف مي کر...
بیوگرافی کتایون ریاحی
یکنواختی ، محصول دنیای مدرن
خط چشمش را که می کشد
اتل متل
روزی که مرزها تغییر می کنند
داستان کلبه شيطان
رودخانهی تِمبی
داستاني شنيدني از شيخ بهلول
دایره باز یا پرانتز
نامه اي به خدا
هر چيزي را كه بخواهي زندگي هما...
هيچ اتفاقي براي من نميافتد
ساعت استراحت قصه
قصه عشق (رماني از صلاح الدين ا...
روانشناسي نوجوانان
آن هايي را كه نخواندم ؛ افسوس ...
دو لطيفه از مثنوي و جوامع الحك...
يه هفته تو تاكسي !
قصه تپه کومادرس
عشق سياه
يکى از زيباترين داستان هاى واق...
قلبها مرزي نمي شناسند
سه پرسش حياتي+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 17:30  توسط احمد
|